مبدل حرارتی دو لوله ای از آن تجهیزاتی است که ظاهر ساده ای دارد اما وقتی قرار است برای یک پروژه صنعتی طراحی شود دیگر فقط بحث قرار گرفتن یک لوله داخل لوله دیگر نیست. مقدار حرارت مورد نیاز، دمای ورود و خروج دو سیال، دبی، سرعت جریان، افت فشار، جنس لوله ها و میزان رسوب همه روی ابعاد نهایی مبدل اثر می گذارند.
در پروژه های صنعتی معمولا انتخاب مبدل از یک سوال شروع می شود: قرار است چه مقدار حرارت منتقل شود و این انتقال حرارت با چه شرایطی باید انجام شود؟ از همین جا محاسبات حرارتی و هیدرولیکی وارد کار می شوند.
برای شناخت جایگاه این تجهیز در بین انواع مبدل ها می توانید دسته بندی مبدل های حرارتی صنعتی اکسرژی در اکسرلند را هم ببینید.
مبدل حرارتی دو لوله ای چگونه حرارت را منتقل می کند؟
ساختار اصلی ساده است. یک لوله داخل لوله بزرگ تری قرار می گیرد. یک سیال از داخل لوله داخلی عبور می کند و سیال دوم در فضای بین دو لوله جریان دارد. بین این دو سیال یک دیواره فلزی وجود دارد و حرارت از سیال گرم به دیواره و از دیواره به سیال سرد منتقل می شود.
به همین دلیل مسیر انتقال حرارت را می توان به سه قسمت اصلی تقسیم کرد:
انتقال حرارت جابه جایی از سیال گرم به دیواره
هدایت حرارت از داخل دیواره لوله
انتقال حرارت جابه جایی از دیواره به سیال سرد
در طراحی واقعی مقاومت حرارتی هر سه بخش باید در نظر گرفته شود. اگر یکی از مقاومت ها زیاد باشد افزایش سطح انتقال حرارت به تنهایی مشکل را حل نمی کند.
این نکته یکی از دلایلی است که طراحی مبدل باید همزمان با مشخصات واقعی سیال انجام شود. برای مثال شرایط آب با روغن حرارتی یا یک سیال فرایندی خورنده قابل مقایسه نیست.
برای اینکه ساختار این تجهیز را با جزئیات بیشتری ببینید، مقاله مبدل حرارتی دو لوله ای چیست و چگونه کار می کند هم می تواند مکمل این مطلب باشد.
جریان همسو و خلاف جریان چه تفاوتی ایجاد می کنند؟
دو آرایش اصلی جریان در این مبدل، همسو و پادجریان است.
در جریان همسو، دو سیال از یک سمت وارد مبدل می شوند و در یک جهت حرکت می کنند. اختلاف دما در طول مبدل به سرعت کاهش پیدا می کند.
در پادجریان، یکی از سیال ها از یک سمت و سیال دیگر از سمت مخالف وارد می شود. در این حالت اختلاف دمای موثر در طول مبدل معمولا بهتر حفظ می شود و به همین دلیل در بسیاری از طراحی ها آرایش پادجریان انتخاب مناسب تری است.
اگر در یک پروژه دو آرایش را از نظر حرارتی بررسی کنیم، فقط نگاه کردن به دمای ورودی و خروجی کافی نیست. باید اختلاف دمای دو سر مبدل محاسبه شود و بعد LMTD به دست بیاید.
مقایسه جریان همسو و پادجریان
| جریان پادجریان | جریان همسو | پارامتر |
|---|---|---|
| مخالف | یکسان | جهت حرکت دو سیال |
| معمولاً بیشتر | معمولاً کمتر | اختلاف دمای موثر |
| معمولاً مناسب تر | محدودتر در بسیاری از شرایط | عملکرد حرارتی |
| انتخاب رایج در بسیاری از طراحی ها | بسته به شرایط پروژه | کاربرد در طراحی |
ظرفیت حرارتی مبدل چطور محاسبه می شود؟
پایه محاسبات حرارتی از بار واقعی سیستم شروع می شود. برای یک سیال که تغییر فاز ندارد از رابطه زیر استفاده می شود:
Q = m × Cp × (Tin - Tout)
که در آن:
Q بار حرارتی بر حسب وات
m دبی جرمی بر حسب kg/s
Cp گرمای ویژه سیال
Tin دمای ورودی
Tout دمای خروجی
همین رابطه ساده در عمل یکی از مهم ترین قسمت های طراحی است. چون اگر دبی یا دمای خروجی اشتباه وارد شود تمام محاسبات بعدی هم تحت تاثیر قرار می گیرد.
اگر درباره روش محاسبه بار حرارتی در مبدل ها نیاز به جزئیات بیشتری دارید، محاسبه ظرفیت مبدل حرارتی از همین مرحله شروع می کند.
بعد از به دست آوردن Q باید ببینیم این مقدار حرارت را با چه سطحی می توان منتقل کرد.
رابطه اصلی برای محاسبه سطح انتقال حرارت
رابطه پایه طراحی به شکل زیر است:
Q = U × A × ΔTlm
در این رابطه U ضریب انتقال حرارت کلی است. A سطح انتقال حرارت و ΔTlm اختلاف دمای میانگین لگاریتمی است.
پس برای محاسبه تقریبی سطح مورد نیاز داریم:
A = Q / (U × ΔTlm)
در همین مرحله معمولا دو خطای رایج اتفاق می افتد. اول اینکه مقدار U بدون توجه به نوع سیال و شرایط جریان از یک جدول عمومی برداشته می شود. دوم اینکه سطح مورد نیاز بدون در نظر گرفتن افت فشار و سرعت جریان انتخاب می شود.
در یک طراحی مهندسی این دو موضوع باید با هم بررسی شوند.
LMTD در مبدل دو لوله ای
برای آرایش پادجریان اختلاف دمای دو سر مبدل به صورت زیر تعریف می شود:
ΔT1 = Th,in - Tc,outΔT2 = Th,out - Tc,in
سپس:
ΔTlm = (ΔT1 - ΔT2) / ln(ΔT1 / ΔT2)
اگر ΔT1 و ΔT2 خیلی به هم نزدیک باشند باید در محاسبه دقت بیشتری داشت. جایگذاری اشتباه دماها هم می تواند مقدار LMTD را به شکل محسوسی تغییر دهد.
در طراحی های واقعی بهتر است محاسبه LMTD و انتخاب آرایش جریان از هم جدا دیده نشوند. یعنی اول مشخص شود فرآیند چه دمایی می خواهد و بعد بررسی شود که چه آرایش جریانی رسیدن به آن دما را ممکن می کند.
ضریب انتقال حرارت کلی U چرا مهم است؟
ضریب U خلاصه ای از مقاومت های حرارتی مختلف در سیستم است. این مقدار به جنس لوله، خواص سیالات، سرعت جریان، هندسه مبدل و رسوب بستگی دارد.
اگر سرعت سیال خیلی پایین باشد ضریب جابه جایی هم ممکن است پایین بیاید. در طرف دیگر افزایش بیش از حد سرعت باعث افزایش افت فشار می شود.
بنابراین در طراحی مبدل دو لوله ای به دنبال بیشترین U ممکن نیستیم. چیزی که می خواهیم یک نقطه کاری منطقی است که در آن انتقال حرارت مناسب باشد و افت فشار و مصرف انرژی هم از کنترل خارج نشود.
برای جزئیات بیشتر درباره پارامترهای طراحی می توانید محاسبات طراحی مبدل حرارتی را بررسی کنید.
عوامل موثر بر ضریب انتقال حرارت کلی
| نکته طراحی | اثر روی U | عامل |
|---|---|---|
| افت فشار هم بالا می رود | افزایش سرعت می تواند U را افزایش دهد | سرعت سیال |
| در روغن ها مهم است | افزایش ویسکوزیته معمولاً انتقال حرارت را ضعیف می کند | ویسکوزیته |
| باید در طراحی لحاظ شود | U را کاهش می دهد | رسوب |
| فقط رسانایی ملاک نیست | روی مقاومت هدایت اثر دارد | جنس دیواره |
| با افت فشار بررسی شود | روی جریان و سطح انتقال حرارت اثر دارد | هندسه لوله |
سرعت سیال و افت فشار
یکی از مواردی که در محاسبات اولیه گاهی نادیده گرفته می شود سرعت سیال است.
اگر قطر لوله زیاد انتخاب شود سرعت پایین می آید. این موضوع می تواند انتقال حرارت را ضعیف کند و در بعضی سیالات احتمال رسوب را بیشتر کند.
اگر قطر خیلی کوچک انتخاب شود سرعت بالا می رود ولی افت فشار نیز افزایش پیدا می کند. در پروژه هایی که پمپ یا کمپرسور محدودیت دارد این موضوع مهم است.
عدد رینولدز هم برای تشخیص رژیم جریان کاربرد دارد:
Re = ρVD / μ
یعنی چگالی سیال، سرعت، قطر مشخصه و ویسکوزیته همگی در تعیین وضعیت جریان دخیل هستند.
در واقع قطر لوله فقط یک عدد هندسی نیست. انتخاب قطر روی انتقال حرارت و افت فشار با هم اثر می گذارد.
رسوب چه اثری روی طراحی دارد؟
وقتی سطح انتقال حرارت در طول زمان با رسوب پوشانده می شود مقاومت حرارتی افزایش پیدا می کند. در نتیجه همان مبدل ممکن است بعد از مدتی دیگر نتواند بار حرارتی روز اول را تامین کند.
رسوب فقط یک مشکل تعمیراتی نیست. باید از مرحله طراحی وارد محاسبات شود. اگر احتمال تشکیل رسوب در سیال بالا باشد باید مقاومت رسوب در ضریب انتقال حرارت کلی لحاظ شود و فضای کافی برای افت عملکرد در نظر گرفته شود.
در مورد این موضوع رسوب در مبدل حرارتی توضیح فنی کامل تری دارد.
جنس لوله هم بخشی از طراحی حرارتی است
انتخاب متریال را نمی شود فقط بر اساس ضریب هدایت حرارتی انجام داد. دمای کار، فشار، خورندگی سیال، کیفیت آب و شرایط محیطی هم مهم هستند.
گاهی یک جنس از نظر انتقال حرارت انتخاب خوبی به نظر می رسد اما از نظر خوردگی یا عمر تجهیز مناسب نیست.
به همین دلیل انتخاب متریال معمولا همزمان با مشخص کردن شرایط کاری و سیال انجام می شود. برای بررسی این موضوع می توانید انتخاب متریال مبدل حرارتی را ببینید.
چه زمانی باید سراغ مبدل دو لوله ای رفت؟
مبدل دو لوله ای در پروژه هایی که ظرفیت حرارتی خیلی بزرگ نیست و سادگی ساخت یا تعمیر اهمیت دارد می تواند انتخاب مناسبی باشد. برای بعضی سرویس های روغن و آب و کاربردهای فرایندی هم این ساختار به خوبی جواب می دهد.
اما اگر بار حرارتی بالا باشد و سطح انتقال حرارت زیادی لازم شود ممکن است ساختارهای دیگری از نظر اقتصادی و فضای نصب مناسب تر باشند. در این شرایط باید گزینه های دیگر مثل مبدل پوسته و لوله هم بررسی شوند. دسته بندی مبدل های پوسته و لوله برای مقایسه این خانواده از تجهیزات مفید است.
خب باید بدونیم که طراحی پایان کارمون نیست
وقتی Q و A به دست آمد هنوز مبدل آماده ساخت نیست. باید قطر لوله، طول، تعداد مسیرها، ضخامت، فشار طراحی، متریال، اتصالات و افت فشار هر دو سمت بررسی شوند.
این همان جایی است که محاسبه روی کاغذ از طراحی واقعی تجهیز جدا می شود.
برای یک پروژه صنعتی نمی توان فقط گفت «برای این بار حرارتی یک مبدل دو لوله ای لازم است». باید شرایط فرآیند مشخص باشد تا ابعاد تجهیز بر اساس همان شرایط تعیین شود.
اگر بعد از انجام این بررسی ها نیاز به انتخاب تجهیز و بررسی مشخصات واقعی دارید، صفحه مبدل حرارتی دو لوله ای اکسرلند نقطه ورود مرحله بعدی است. در این مرحله دیگر بحث فقط محاسبه حرارتی نیست و باید مشخصات ساخت و شرایط سفارش هم با نیاز پروژه تطبیق داده شود.
در ادامه به سراغ تبدیل همین محاسبات به ابعاد واقعی مبدل می رویم؛ یعنی اینکه از مقدار Q چطور به طول لوله، تعداد مسیرها و نهایتا یک طراحی قابل ساخت برسیم.
بعد از اینکه بار حرارتی و سطح تقریبی انتقال حرارت مشخص شد تازه قسمت مهم طراحی شروع می شود. در کار واقعی نمی توان فقط با یک عدد مثل 30 متر مربع سطح انتقال حرارت مبدل را سفارش داد. باید مشخص شود این سطح چطور ساخته می شود و آیا مبدل از نظر افت فشار و شرایط مکانیکی هم قابل قبول است یا نه.
در یک طراحی واقعی معمولا چند گزینه بررسی می شود تا بین انتقال حرارت، افت فشار، ابعاد تجهیز و هزینه ساخت تعادل ایجاد شود.
از بار حرارتی تا سطح واقعی مبدل
فرض کنیم مقدار بار حرارتی از محاسبات فرآیند به دست آمده است:
Q = 334 kW
دمای سیال گرم از 80 به 40 درجه سانتی گراد می رسد و سیال سرد از 20 به 60 درجه سانتی گراد گرم می شود.
برای آرایش پادجریان داریم:
ΔT1 = 80 - 60 = 20°CΔT2 = 40 - 20 = 20°C
در این حالت:
ΔTlm = 20°C
اگر برای شروع طراحی U را برابر 500 W/m².K فرض کنیم:
A = Q / (U × ΔTlm)A = 334000 / (500 × 20)A ≈ 33.4 m²
این عدد فقط یک نقطه شروع برای طراحی است. در پروژه واقعی U باید بر اساس شرایط دو سیال و هندسه انتخاب شده بررسی شود. همچنین سطح انتقال حرارت اسمی و سطح موثر بعد از در نظر گرفتن رسوب و شرایط عملیاتی ممکن است یکسان نباشند.
طول لوله را چطور به دست می آوریم؟
اگر قطر خارجی یا داخلی لوله و نوع سطح مرجع مشخص باشد می توان طول تقریبی مورد نیاز را حساب کرد.
برای یک لوله ساده:
A = πDL
پس:
L = A / (πD)
اما در مبدل واقعی معمولا مسئله به همین سادگی نیست. ممکن است به دلیل محدودیت طول نصب از آرایش های چند پاس یا Hairpin استفاده شود. ممکن است چند لوله موازی داشته باشیم یا برای کنترل افت فشار تعداد مسیرها تغییر کند.
یعنی وقتی سطح حرارتی محاسبه شد باید آن را به یک هندسه قابل ساخت تبدیل کنیم.
چرا فقط افزایش طول لوله همیشه راه حل نیست؟
فرض کنید برای یک پروژه طول بسیار زیادی از لوله لازم باشد. از نظر تئوری می توان سطح مورد نیاز را با اضافه کردن طول تامین کرد. ولی در عمل افزایش طول باعث زیاد شدن افت فشار و مشکلات نصب و نگهداری می شود.
از طرف دیگر اگر قطر را بیش از حد بالا ببریم سرعت کم می شود و ممکن است ضریب انتقال حرارت افت کند.
پس طراحی همیشه یک نقطه تعادل دارد.
این موضوع در مبدل های چند لوله ای اهمیت بیشتری پیدا می کند و به همین دلیل در بعضی پروژه ها استفاده از ساختارهای چند لوله ای به جای یک مسیر طولانی منطقی تر است. مبدل های چند لوله ای را می توان از همین منظر بررسی کرد.
افت فشار چقدر اهمیت دارد؟
ممکن است یک طراحی از نظر حرارتی کاملا جواب بدهد ولی از نظر افت فشار مردود شود.
مثلا اگر سطح کافی با یک قطر بسیار کوچک تامین شود سرعت سیال بالا می رود. در نتیجه افت فشار افزایش پیدا می کند و پمپ باید توان بیشتری مصرف کند.
در طراحی صنعتی برای هر دو سمت مبدل باید افت فشار کنترل شود:
ΔPtotal = ΔPtube + ΔPannulus + ΔPconnections + ΔPother
عدد دقیق به هندسه مبدل و شرایط جریان وابسته است اما مفهوم اصلی روشن است. نمی توان افت فشار داخل لوله را محاسبه کرد و بخش حلقوی و اتصالات را نادیده گرفت.
اگر محدودیت افت فشار از طرف فرآیند مشخص باشد باید از همان ابتدا وارد طراحی شود. تغییر دادن قطر یا تعداد مسیرها بعد از تکمیل طراحی حرارتی می تواند روی تمام محاسبات اثر بگذارد.
انتخاب قطر لوله یک تصمیم حرارتی و هیدرولیکی است
در تجربه طراحی مبدل ها یکی از اشتباهات رایج این است که قطر لوله فقط بر اساس موجودی بازار یا ابعاد اتصالات انتخاب شود.
در واقع قطر روی چند پارامتر اصلی اثر دارد:
سرعت سیال
عدد رینولدز
ضریب انتقال حرارت
افت فشار
امکان تمیزکاری
هزینه ساخت
برای سیالاتی که ویسکوزیته بالایی دارند این موضوع جدی تر است. مثلا روغن در دمای پایین می تواند ویسکوزتر شود و رفتاری کاملا متفاوت با آب داشته باشد.
به همین دلیل اگر اطلاعات روغن، دمای کار و دبی واقعی پروژه مشخص نباشد نمی شود فقط با یک عدد عمومی ابعاد نهایی مبدل را اعلام کرد.
LMTD را در طراحی نهایی دو لوله ای دوباره بررسی کنید
در محاسبات مقدماتی معمولا LMTD به سرعت محاسبه می شود اما در مرحله طراحی باید مطمئن شویم دماهای انتخاب شده با آرایش واقعی جریان سازگار هستند.
برای این موضوع محاسبه LMTD در مبدل دو لوله ای می تواند به عنوان مرجع تکمیلی استفاده شود.
نکته مهم این است که LMTD فقط یک فرمول نیست. اگر دمای خروجی مدنظر فرآیند قابل دستیابی نباشد حتی با افزایش سطح انتقال حرارت هم مشکل به شکل نامحدود حل نمی شود. باید محدودیت دمایی و شرایط واقعی فرآیند هم دیده شود.
انتخاب جنس لوله در مبدل دو لوله ای
بعد از مشخص شدن شرایط حرارتی و هیدرولیکی نوبت به متریال می رسد.
برای انتخاب جنس موارد زیر باید بررسی شوند:
دمای طراحی
فشار طراحی
نوع سیال
خورندگی
کیفیت آب
احتمال خوردگی موضعی
شرایط تعمیر و نگهداری
هزینه اولیه
در بعضی پروژه ها استفاده از استنلس استیل توجیه دارد. در پروژه ای دیگر ممکن است فولاد کربنی انتخاب اقتصادی تری باشد. برای سیالات خاص نیز ممکن است آلیاژهای مقاوم تر لازم باشد.
بنابراین نمی توان از یک متریال به عنوان گزینه مناسب برای همه پروژه ها نام برد.
چه زمانی مبدل دو لوله ای انتخاب خوبی نیست؟
این سوال به اندازه سوال «چه زمانی مناسب است» مهم است.
اگر ظرفیت حرارتی بسیار بالا باشد و سطح مورد نیاز زیاد شود ممکن است مبدل پوسته و لوله از نظر ابعاد و هزینه مناسب تر باشد.
اگر فضای نصب محدود باشد هم باید آرایش مبدل از ابتدا بررسی شود.
در بعضی سرویس ها نیز قابلیت تمیزکاری و دسترسی به سطوح انتقال حرارت عامل اصلی انتخاب می شود.
به همین دلیل انتخاب تجهیز نباید فقط از روی نام مبدل انجام شود. نوع سیال، فشار، دما، ظرفیت و شرایط تعمیرات باید کنار هم دیده شوند. در معیارهای انتخاب مبدل حرارتی صنعتی همین موضوع از دید طراحی و انتخاب تجهیز بررسی شده است.
تفاوت نگاه به مبدل دو لوله ای و پوسته و لوله
مبدل های پوسته و لوله برای طیف وسیعی از ظرفیت ها و شرایط کاری استفاده می شوند و در پروژه های صنعتی بزرگ معمولا انتخاب رایجی هستند.
اما مبدل دو لوله ای در بعضی کاربردها به دلیل ساختار ساده تر و امکان پیکربندی انعطاف پذیر می تواند مزیت داشته باشد.
این مقایسه نباید به شکل «این نوع بهتر است» انجام شود. باید پرسید برای این پروژه کدام گزینه از نظر حرارتی، هیدرولیکی، مکانیکی و اقتصادی مناسب تر است.
برای پروژه ای که بین چند گزینه مردد است مطالعه راهنمای خرید مبدل حرارتی پوسته و لوله هم می تواند دید مناسبی نسبت به معیارهای انتخاب بدهد.
چه زمانی دو لوله ای یا پوسته و لوله؟
| مبدل پوسته و لوله | مبدل دو لوله ای | شرایط پروژه |
|---|---|---|
| ممکن است مناسب باشد | مناسب | ظرفیت حرارتی پایین تا متوسط |
| متوسط | مناسب | نیاز به ساختار ساده |
| مناسب تر | محدودتر | ظرفیت های بالاتر |
| قابل بررسی | قابل بررسی | فضای نصب طولی |
| معمولاً گزینه رایج تر | بسته به شرایط | پروژه های صنعتی بزرگ |
| مناسب تر | محدودتر | نیاز به توسعه سطح بالا |
قبل از سفارش چه اطلاعاتی باید مشخص باشد؟
برای اینکه یک سازنده بتواند مبدل را درست طراحی و قیمت گذاری کند، حداقل اطلاعات زیر لازم است:
| سمت سرد | سمت گرم | پارامتر |
|---|---|---|
| مشخص شود | مشخص شود | نوع سیال |
| kg/s یا m³/h | kg/s یا m³/h | دبی |
| مشخص شود | مشخص شود | دمای ورودی |
| مشخص شود | مشخص شود | دمای خروجی |
| مشخص شود | مشخص شود | فشار کاری |
| مشخص شود | مشخص شود | افت فشار مجاز |
| در صورت وجود | در صورت وجود | جنس مورد نظر |
در پروژه های حساس اطلاعاتی مثل ویسکوزیته، چگالی، Cp و ضریب هدایت حرارتی نیز لازم است.
بدون این اطلاعات اعلام قیمت قطعی برای یک تجهیز مهندسی ریسک بالایی دارد. ممکن است دو مبدل از نظر ظاهری مشابه باشند ولی به دلیل تفاوت سیال و شرایط کاری ابعاد و متریال کاملا متفاوتی داشته باشند.
قیمت مبدل دو لوله ای چگونه تعیین می شود؟
قیمت یک عدد ثابت برای همه پروژه ها نیست. سطح انتقال حرارت، طول و قطر لوله، جنس قطعات، فشار طراحی، نوع اتصالات، تعداد مسیرها، تست ها و شرایط ساخت روی قیمت اثر دارند.
بنابراین وقتی کارفرما فقط می پرسد «قیمت مبدل دو لوله ای چقدر است؟» هنوز اطلاعات کافی برای قیمت گذاری وجود ندارد.
در مقابل اگر بار حرارتی، دبی، دما و فشار مشخص باشد می توان وارد طراحی شد و بعد برای یک تجهیز واقعی قیمت ارائه کرد.
برای بررسی مشخصات و مسیر سفارش می توانید صفحه محصول مبدل حرارتی دو لوله ای اکسرلند را ببینید.
در نهایت چه چیزی تعیین می کند یک مبدل درست طراحی شده است؟
یک مبدل حرارتی خوب فقط مبدلی نیست که بار حرارتی را تامین کند.
باید همزمان چند شرط برقرار باشد:
ظرفیت حرارتی مورد نیاز تامین شود
دمای خروجی به محدوده مورد نظر برسد
افت فشار از حد مجاز خارج نشود
سرعت جریان منطقی باشد
متریال با سیال سازگار باشد
رسوب در طراحی دیده شده باشد
تجهیز قابلیت ساخت و نگهداری داشته باشد
ابعاد و هزینه با محدودیت های پروژه هماهنگ باشد
اگر این موارد جدا از هم بررسی شوند ممکن است در نهایت تجهیزی داشته باشیم که روی کاغذ جواب می دهد اما در سیستم واقعی عملکرد خوبی ندارد.
به همین دلیل طراحی مبدل حرارتی دو لوله ای باید از بار حرارتی شروع شود و تا انتخاب هندسه، متریال و شرایط ساخت ادامه پیدا کند. بعد از این مرحله است که می توان درباره ساخت و سفارش یک تجهیز مشخص تصمیم گرفت.
برای دیدن جایگاه این تجهیز در مجموعه مبدل های صنعتی اکسرلند هم می توانید به دسته بندی مبدل های حرارتی مراجعه کنید.



